تأثیر رسانه های محلی
رسانه های محلی در افزایش مشارکت مخاطبان و شهروندان و مردم چه نقشی را میتوانند ایفا کنند؟
در ابتدای نشست دکتر گیتا علی آبادی ضمن خوشآمدگویی به دوستان و همکاران مطبوعاتی در نشریات محلی اظهار داشت: بارها صحبت از اهمیت و مطالبهگریهای مهم و به حق نشریات محلی شده است.
و امیدواریم موارد مدنظر دوستان باعث تغییر و تحول شود و این گروه از نشریات هم مخاطبان خاص خودرا جذب کنند و هم وظیفه نشریات در منطقه به جوبی اجرا شود.
کلام را کوتاه میکنم و فرصت را در اختیار دوستانی که زحمت حضور در این نشست را کشیدهاند، میگذارم.در ابتدا از آقای پیربداغی خواهش میکنم با توجه به راهکار و بررسیهایی که به انجام رساندهاند بفرمایند:
رسانههای محلی در افزایش مشارکت مخاطبان و شهروندان و مردم چه نقشی را میتوانند ایفا کنند؟ در شرایطی که شبکههای اجتماعی با سرعت روزافزون و گسترده به انتشار اخبار میپردازند، مطبوعات محلی چگونه میتوانند نقش خود را بازرتر کندن و بیشتر مورد استفاده قرار گیرند؟
رسانههای محلی تأثیرگذارترین سیستم ارتباطی در مناطق و استانهای فعال حوزههای جغرافیایی خود هستند
یوسف پیر بداقی؛ رئیس خانه مطبوعات ومدیر مسئول هفته نامه فردای ما در پاسخ به این سؤال گفت:
همانطور که همه همکاران در جریاناند، رسانههای محلی بهدلیل دارا بودن ویژگیهای خاص، میتوانند در همه حوزهها و در هر شرایطی مؤثر باشند.
مهمترین دلایل و شاخصهایی که به نظر من میرسد، اولاً مدیر مسئول یا مسئولان نشریات محلی از بطن جامعه برخاستهاند و در جامعه زندگی میکنند و بهنوعی رابطه و پیوند عمیقی بین آنها و آحاد جامعه و قشر تحصیلکرده فرهنگی و فرهیخته وجود دارد.
دوم اینکه نشریات محلی به لحاظ نوشتاری به خصوصیات فرهنگی و بومی و منطقهای مردم میپردازند و در واقع ارتباطی ناگسستنی دیگر، هم به لحاظ مدیران نشریات محلی و هم محتوای نشریات محلی برقرار میشود. بنابراین حوزه اثرگذاری قطعاً بیشتر و مناسبتر خواهد بود و میتوانند مؤثر باشند.
بایدبا توجه به هجوم شبکههای مجازی و تنوع آنها در گستره فعالیتهای رسانهای بهخصوص نشریات کاغذی، به لحاظ هویتی، ماندگاری، تاریخسازی، پرداختن به شاخصهای منطقهای همچون شاخصهای اقتصادی، زیستمحیطی، فرهنگی، هویتی و ماندگاری برای نسل آینده، در فرصتی مخصوص به آن پرداخته و واکاوی شود.
فرض کنیم که رسانهها اعم از کاغذی یا مجازی را به صورت عام در نظر بگیریم، سؤالی که از خود دارم این است که آیا در حال حاضر رسانههای محلی انگیزه لازم جهت ایفای این نقش را دارند؟ یعنی ما توانستیم رسانهها را آنچنان سرپا نگهداریم که در موارد اینچنینی یا در هر زمان لازم از انها کمک بگیریم؟ به نظرم که این گونه نیست.
رسانههای محلی در حال حاضر اگر خودشان را از مجازی خارج کنند و این قضیه نادیده گرفته شود، این فضا را با توجه به گسترة توزیع در رسانههای محلی کاغذی نمیتوان دید. یعنی متأسفانه مجموعه سیاستگذاریها در این حوزه، رسانههای اثرگذار را به حاشیه برده است.
اما با تمام این شرایط، همه ما میپذیریم که این انتخابات، اقتدار و عزت ملی ما هست و فعلاً موقتاً با ارشاد آشتی میکنیم. ما نمیتوانیم سرنوشت کشورمان را با گلایههایمان از مسئولین وزارت ارشاد به هم پیوند بزنیم یا در هم تنیده کنیم و شرایط را نادیده بگیریم.
بله از این منظر رسانههای محلی میتوانند در انتخابات با همه بیمهریهایی که در حقشان روا داشته شده به گونهای که یک شبکه مجازی غیرمجاز و فاقد مجوز در اینستاگرام و تلگرام و … از بقیه پرررنگتر شده است. بهنظر من در چنین فضاهایی نباید دنبال اما و اگرهای خاص گشت.
فعلاً باید بیشتر عرق ملی را درنظر گرفت و بر این مورد تأکید بیشتر داشت. جمعبندی صحبت من این است که رسانههای محلی تأثیرگذارترین سیستم ارتباطی در مناطق و استانهای فعال حوزههای جغرافیایی خود هستند.
اگر در هر استانی چنین زمینهای فراهم شود کل کشور با فضای اثرگذار مواجه خواهد شد.
همانگونه که قبلاً مطرح کردم متأسفانه مجموعه سیاستگذاریها این انگیزه و رغبت را کاهش داده و زمینه بسیار جدی برای رسانههای محلیای که با خون دل مدیریت میشوند فراهم نکرده ودر مسابقه ناخوانده بین رسانههای فعال که با کمترین هزینه به صحنه میآیند و پررنگ میشوند قرارداده شد.
باید این مورد یادمان باشد که هر چقدر زمان بگذرد فناوری و تکنولوژی پیشرفت کند، تیتر همچنان حرف اول و آخر بیان و برداشت و نگاههای رسانهای مردم از رسانههاست که این امتیاز را مخصوصا این دو سال اخیر گرفتیم.
وقتی از کنار دکههای مطبوعاتی گفتوگوی رهگذران را میشنویم، میبینیم کلی حرف و حدیث دارند که در شبکههای مجازی آن را نمیبینیم. شاید تصویر بخواهد جایگزین این مورد شود، اما نتوانسته است.
خواهشم از جنابعالی این است که در مجموعه نشستهای معاونین وزارت ارشاد این را در نظر بگیرید که تاریخ در حال ورود به شبکههای مجازی است. شبکههایی که ماندشان حتی به اندازه یک صفحه از نشریه و روزنامه محلی تضمین ماندگاری ندارد.
نهایتاً علیرغم تمام مشکلات و نارساییها و کممهریها و بیمهریهایی که در حق رسانههای محلی میشود، با تمام تلاش برای عزت ملی و کشورمان و منطقهای که در آن کار رسانهای انجام میدهیم.
سعی خواهیم کرد از همه ظرفیتها و پتانسیلها در حوزه رسانههای خود بهره بگیریم و انتخابات خوبی شاید نه به خوبی سالهای قبل ولی متناسب با شرایط بحرانی خاص فعلی رقم بزنیم.
شاید بتوان در این آخرین روزهای دولت از بزرگواران و مدیران ارشاد در تهران، درخواست یاریگری رسانههای محلی در حوزه سوق دادن و ایجاد انگیزش مردم در مشارکت انتخاباتی را داشت تا این فضا سرد و بیروح که در کشور جاری است را بهبود بخشیم.
مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در ادامه افزود:
همه نشریات اعم از محلی، منطبقهای، سراسری با مشکلات عدیدهای همچون کاغذ، توزیع و چاپ و … دست به گریبابند. حتماً در ارتباط با واکاویای که شما به ان اشاره کردید با مسئولان جلسه و صحبتی خواهیم داشت تا بتوانیم مشکلات را طرح و بررسی کنیم و به گوش دستاندرکاران برسانیم.
پرسشی که در مورد انتخابات دارم این است که ایا برای شما این امکان وجود دارد تا با کاندیداها بهطور مستقیم گفتوگو داشته باشید؟ یا خیر؟
رئیس خانه مطبوعات ومدیر مسئول هفته نامه فردای ما ادامه داد:
اگر منظور کاندیدای ریاست جمهوری است که بهصورت مستقیم گفتوگو نداشتهایم بلکه بهصورت غیرمستقیم مشاورانشان تماس میگیرند و دردو دل میکنند و ما هم نقطهنظراتمان را به انها منتقل میکنیم و با جمعبندیای که از مجموعه رسانهها داریم سعی میکنیم به اطلاع همه عزیزانی که تماس میگیرند برسانیم.
اما در حوزه انتخابات شوراها، ارتباط مستقیم و چهره به چهره مقدور است.
دکتر علیآبادی در ادامه نشست از مدیر مسئول دوهفته نامه زنان در خواست کرد که به این سؤال پاسخ دهد که :آیا در مورد مشارکت زنان در انتخابات فعالیتی خواهید داشت؟ اگر هست به چه شکلی خواهد بود؟ و اینکه نشریات محلی چه کمکی در انتخابات ریاست جمهوری، شوراها و از این قبیل میتوانند داشته باشند؟
نشریات مجازی نهتنها سندیت ندارند بلکه یک سری اخلاقیات را هم رعایت نمیکنند
معصومه شکوهی؛ مدیر مسئول هفته نامه صدای زنان و سردبیر روزنامه پیام آذربایجان گفت: در راستای صحبتهای دوست عزیزمان باید بگویم در این بحبوحه فرصتی فراهم امده تا نشریات خود را نشان دهند.
نشریات مجازی نهتنها سندیت ندارند بلکه یک سری اخلاقیات را هم رعایت نمیکنند و زیاد قانونمحور نیستند ولی مطبوعات محلی اینگونه نیستند. بهطوری که حتی روزنامههای زرد هم این گونه خطاها را ندارند.
متأسفانه در دنیای مجازی شاهد مطرح شدن یک سری مسائل خانوادگی هستیم که در این شرایط موقعیتی جهت نشان دادن تأثیرگذاری مطبوعات محلی فراهم میشود و میزان این تأثیر میتواند از دنیای مجازی بیشتر باشد.
در دنیای مجازی شاهدیم که دشمن بیشتر تأکید را بر خانواده و خانمها دارد و بیشترین برنامهاش را به حق و حقوق خانمها اختصاص میدهد تا این قشر از جامعه را از رأی دادن مأیوس کند. در این موارد ما سعی کردیم با توجه به اینکه خانمها به سختی حق رأی را بهدست آوردند، عزم این گروه را نسبت به موضوع جزم کنیم.
به هر حال همه مردم، خصوصاً خانمها باید شرکت داشته باشند. متأسفانه با توجه به یک سری مشکلات، جامعه حالتی از سکون پیدا کرده است. عوامل بروز این مشکلات بخشی شیوع ویروس کرونا، گرانیها و … است که تقریباً مردم را بیرغبت کرده است.
بهطوری که اگر کسی حرفی از انتخابات بزند همه میگویند نمیخواهند رأی دهند. دعوت به مشارکت در انتخابات وظیفه عموم مردم است. باید به این موضوع پرداخته شود. حتی در نشستهای دوستانه هم باید نسبت به دعوت درانتخابات توجه کنیم.
این وظیفه برای رسانهها دوچنداان است. در این راستا سعی کردیم یک سری مطالب را آماده کنیم و جامعه را قبل از دعوت به مشارکت به سمت و سوی نشاط و احساس مسئولیت سوق دهیم.
متأسفانه در این جریانها با مردم خسته و مأیوس از اظهارنظر مواجهیم که حالت خنثی پیدا کردهاند. به هر حال وظیفه ماست که به گونهای ایفای نقش کنیم تا مردم با دریافت انرژی حضور سبزی داشته باشند و از خود فعالیتی بروز دهند.
مطبوعات محلی در انتخابات ریاست جمهوری چندان تأثیری ندارند.
فرهاد باغشمال، مدیر مسئول هفته نامه آذر پیام و سردبیر روزنامه سرخاب در تایید صحبت دیگر میهمانان اظهار داشت: بر اساس صحبتهای اولیه قرار بود پیرامون مشکلات نشریات محلی صحبت شود و بعد که تیتر دچار تغییر شد باز هم قضیه فرق نمیکند و میتوان همین جا مشکلات مطبوعات و رسانههای محلی را به نوعی دیگر بیان کرد.
منتها تیتر اصلی مطبوعات محلی و مشارکت مردم در انتخابات است و زیر تیتر به راهکارها و نقش رسانههای محلی در این زمینه است که یک مقدار موضوع ریزتر شده است. در هر حال قصد داریم در مورد رسانههای محلی چه مکتوب و مجازی صحبت کنیم.
ساعتها میتوان در مورد نقش بیبدیل رسانهها صحبت کرد و نوع نقشی که میتوانند ایفا کنند را توصیف کرد. ولی واقعیت مشکلات بزرگتری به نام مشکلات رسانهها وجود دارد که با توجه به مروری که به قصد بررسی نگاه نگارنده،به چند پایاننامه دکترا را داشتم.
به ضرس قاطع میگویم، بر طبق آمارهای نگاشته شده مشخص شد که مطبوعات محلی در انتخابات ریاست جمهوری چندان تأثیری ندارد. حالا بحث پارلمان شهری و مجلس جدای این موضوع است.
آنچه که در این مرور به دست آوردم که به بحث ریاست جمهوری در متون دانشگاهی چندان ضریبی ندارد. در این میان اجازه دهید خاطرهای که به موضوع بحث ارتباط زیادی دارد را عنوان کنم و لازم است اشاره کنم که بحثم در مورد انتخابات، اصلاً سیاسی نیست.
اینکه چه کسی تأیید یا رد صلاحیت شده یا نظارت استصوابی را در برنمیگیرد. قصد دارم از بعد صنفی و سندیکایی قضیه را تبیین کنم. آقای روحانی در دور اول ریاست جمهوریشان به استان آذربایجان شرقی، تبریز آمدند.
یک هفته قبل صحبت شد که رسانهها ، نشست رسانهای خواهند داشت و بدین سبب باید سؤالات را عنوان کرد. به هر حال آذربایجان شرقی از استانهایی است که بیشترین رسانه را دارد و بیش از 500 عنوان رسانه مجازی از معاونت مطبوعاتی مجوز فعالیت دارند.
برای جلوگیری از ایجاد مشکل بنده به عنوان دبیر انجمن صنفی روزنامهنگاران در خانه مطبوعات، ارشاد، انجمن صنفی، از میان روزنامهها، پایگاههای خبری، خبرگزاریها 5 نفر را به قید قرعه جهت عنوان کردن سؤالاتشان انتخاب کردیم تا سؤالشان را از رئیسجمهور بپرسند.
مشکل آنجا بود در همان ساعات اولیه روزی که قرار بود سؤال پرسیده شود، آقایی آمد و کل سؤالات تغییر داد و دلیل ان را بومی بودن و منطقهای بودن سؤالات عنوان کرد و موضوع برجام بودن را دلیل منع طرح آن سؤالات میدانست که نمیباید پخش شود.
مشکل بغرنجتر آن بود که، یک ساعت مانده به شروع مصاحبه رسانههای محلی کاملاً حذف شدند و اولویت را به روزنامههای محلی سراسری دادند و کثرت پایگاههای خبری را بهانه حذف قرار دادند تا گلایهای پیش نیاید.
سؤالات را فقط صدا و سیما، خبرگزاری ایرنا و دوتا روزنامه سراسری پرسیدند و سؤالات روزنامههای محلی اصلاً پخش نشد.
وقتی نگاه رئیس جمهور و تیم حرفهای رسانهای در بزنگاه موضوع این گونه است و رسانههای محلی در زمانی که رئیسجمهور هست نگاه طفیلی میشوند و از پرسش منع میشوند و آن را مختص رسانههای منطقهای و سراسری میدانند ولی وقتی که قرار است در مورد انتخابات صحبت شود.
از رسانههای محلی تشریک مساعی میخواهند، واکنش همچون رفتار صدا و سیما است. بعضی از افراد در روزهای عادی در تلویزیون نقشی ندارند، ولی در روزهای انتخابات از آنها استفاده میشود.
رفتاری که معاونت مطبوعاتی یا وزارت ارشاد و یا حاکمیت برای رسانههای محلی در نظر گرفته کاملاً مثل رفتار صدا و سیماست. ما در روزهای عادی اصلاً به حساب نمیآییم ولی در روزهای انتخابات نقش مطبوعات محلی را به میان میآوریم.
شما بهتر از بنده میدانید که مطبوعات محلی، آتشی نیست که دور خود را بسوزاند؛ چه برسد که برای انتخابات سیاستگذاری و برنامهریزی داشته باشد. یعنی شأنیتی و رفتاری که رئیس جمهور زمان ورود به تبریز میتوانست با روزنامهها و رسانههای محلی داشته باشد، باید برای صحبت امروز عمومیت پیدا میکرد.
وقتی که آن شانیت و مرجعیت در روزهای معمولی به مطبوعات محلی داده نمیشود، دیگر در شب انتخابات چه انتظاری میتوان داشت؟ اصلاً از رئیسجمهور هم یک مرتبه پایینتر میآییم و میپرسیم که کدام رسانه محلی ما میتواند مجوز صحبت با وزیر را بگیرد؟
بنده بهعنوان یک سردبیر و مدیر مسئول که روزانه 700 تا 8000 خبر را میبینم تا به حال ندیدم که رسانهای از ارومیه، تبریز، … بتواند از وزیر و رئیسجمهور وقت صحبت بگیرد. اصلاً روابط عمومی آن شأنیت را برای صحبت ما قائل است؟ کدام جایگاه؟
جایگاه رسانههای محلی رسمی خیلی خدشهدار شده است. در مقابل رسانههای غیررسمی را داریم که از هیچ جا مجوز ندارند و 2000 تا 3000 فالوور هم دارند و بده بستانهای مالی با ضریب نفوذ بسیار بالا دارند، به طوری که کاندیداهای پارلمان شهری هم برای مطرح شدن به سراغ آنها رفتهاند.
چرا که از آنها راحتتر میتوانند جواب بگیرند چون صمیمی هستند و صداقت بیشتری از ما دارند. چرا که ما باید مجوز داشته باشیم و محدودیتهای قانونی را باید رعایت کنیم و باید گفتمانهای خشک در برنامههایمان داشته باشیم و در بطن قضیه نه ضریب نفوذی را در مردم یا حاکمیت داریم و نه حاکمیت ما را قبول دارد. مخاطب هم روز به روز قویتر میشود.
امروز به رسانههای مکتوب حمله میشود و دیری نمیپاید که رسانههای رسمی مجازی هم به این سرنوشت دچار خواهند شد. یعنی در این پیشرفت جنگل مجازی که با وحشیگری هر چه تمام قدم پیش مینهد، رسانههای مجازی رسمی هم تحتالشعاع قرار خواهند گرفت.
ما به رسانه محلی به عنوان مولدی که در بزنگاهها میتواند به حاکمیت و سیستم کمک کند، آن ضریب کافی را ندادهایم
هر کسی با در اختیار داشتن یک آپ، ضریب نفوذ بیشتر از ما را خواهد داشت. این بخش را اگر در نظر داشته باشیم که ما به رسانه محلی به عنوان مولدی که در بزنگاهها میتواند به حاکمیت و سیستم کمک کند، آن ضریب کافی را ندادهایم.
در این میان دلایل عدیدهای وجود دارد که آقای پیربداغی هم با کنایه گفتند که موقتاً آشتی میکنیم. ولی واقعیت بزرگتر از این حرفها است. شما در نظر بگیرید در 10 سال اخیر بالغ بر 500 عنوان مجوز برای آذربایجان شرقی صادر شده است.
من بهعنوان یک روزنامهنگار با سابقه 20 سال نویسندگی برداشتم این است که سیستم قصد دارد رسانه را از اهمیت بیندازد وگرنه هیچ دلیلی ندارد که ما این همه تولید رسانه داشته باشیم. کسی را بالا ببریم در حالی که تولید محتوایی نمیشود.
برداشتم این است که ما چوب مجوزهای بیدر و پیکر فاقد صلاحیت حرفهای را میخوریم، نه صلاحیت سیاسی و اعتقادی. بازنشستههایی که روزنامه سراسری و رسمی و پایگاه خبری دارند، ولی یک ستون، یک حرف، یک تیتر کوتاه را نمیتوانند تنظیم کنند.
وقتی حاکمیت با تکثر و تعدد مجوزها، روزها و نشریات را از اهمیت میاندازد، طبیعی است که الان نمیتوانم بگویم که مرجعیت رسانهای دارم تا مشارکت را بالا ببرم. من هیچ اعتقادی ندارم که نشریات محلی بتوانند نقشی در بالا بردن ضریب فعالیت و مشارکت مردم در انتخابات ایفا کنند.
چون سیستم این ویژگی را به ما نداده است. شما 10 سال اخیر را در نظر بگیرید ـ تا فقط شامل دوره آقای روحانی نباشد ـ معاونت مطبوعاتی بگوید در ازای هر 1000 مجوز فقط یک فقره آموزش برای مدیران مسئول گذاشته باشد. در ایران مدیرمسئول شدن راحتتر از خبرنگار شدن است.
اگر بخواهیم یک خبرنگار را عضو خانه مطبوعات کنیم باید راههای سختی را برویم، ولی یک مدیر مسئول خیلی راحت وارد سیستم میشود.
عرضم این است که وقتی با اهمیت ندادن و تکثر و افزایش مجوز، رسانهها را زیر سؤال بردهایم، و از آن طرف حاکمیت در روزهای معمولی توجهی به روزنامه و روزنامهنگاری محلی ندارد نمیتوان امروز سربزنگاه انتظار داشت که در جهت افزایش مشارکت در انتخابات نقش بازی کند.
دکتر گیتا علیآبادی در ادامه اضافه کرد:
شخصاً هدفم از برگزاری این نشست سوءاستفاده و اجحاف نبوده است. ولی در کل شاید دوستان فعال در حوزه نشریات محلی این طور فکر کنند. در جهان شاهد نفوذ و قدرت و تأثیر زیاد نشریات محلی در منطقه و محیط خود هستیم.
اگر در اینجا در مورد نحوه فعالیتشان مقداری بدفهمی باشد باید به مرور در رفع آن تلاش کرد و توضیح مناسب ارائه داد. در حقیقت تکثر مطبوعاتی که شما اشاره کردید در زمان موضوع گفتمان توسعه سیاسی مطرح شد و مورد توجه قرار گرفت.
چرا که در هر حال در جهت توسعه گفتمان سیاسی، مطبوعات پایهای مهم برای ایجاد مشارکت، همدلی و همبستگی و پیشبرد آن اهداف است. بهنظرم زمانی که گفتمان سیاسی در زمان خودش به پایان رسید میبایست از این تکثر جلوگیری میشد.
چرا که هر دوره برای خود گفتمانی دارد و بر اساس آن یک سری برنامهها اجرا خواهد شد و این تکثر به سالهای 76 تا 84 که گفتمان توسعه سیاسی بیشتر مدنظر بود، برمیگردد.
با توجه به اینکه که دوستان در خصوص جلب مشارکت مردم در انتخابات صحبتی را مطرح کردند برمیگردیم به موضوع واکاوی مشکلات نشریات محلی که بسیار اهمیت دارد.
کما اینکه نه تنها شما بلکه دیگر دوستان فعال در نشریات محلی استانهای دیگر کمابیش به موضوع اشاره کردند.
بارها و بارها موارد را مطرح کردم که این دوستان از احساس دیده نشدن و کماهمیت جلوه دادنشان در رنجاند و فکر میکنم باید این نشستها آنقدر تکرار شود تا این موضوع جا بیفتد که نشریات محلی جایگاه خودشان را دارند و کمتر از نشریات سراسری، نیستند.
آقای پیرابداغی از شما میخواهیم علیرغم اینکه موضوع مشارکت در انتخابات در دعوتنامه نشست درج شده به لحاظ اهمیت موضوع مشکلات و مسائلی که نشریات محلی در استان و اطراف خود با آن مواجهاند، این مهم را در اولویت قرار دهیم تا دوستان به موارد بپردازند.
رسانههای محلی مورد اعتمادترین گزینه ارتباطی مردم با یک پروسه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی هستند
رئیس خانه مطبوعات ومدیر مسئول هفته نامه فردای ما در این خصوص گفت : صحبتهای همکاران عزیزم را شنیدم. ضحبتهای آقای باغشمال نوعاً گلایه دردمندانه بود نه قهر. شما مسئولیت بخشی را بر عهده دارید که بهنوعی به موارد پژوهشی رسانهها مرتبط است.
حالا سؤال اینجاست که واقعاً چه تحقیقی در زمینه نقش برجسته رسانههای محلی در پروسه تاریخی کشورمان یا کشورهای دیگر در قالب گزارش انجام گرفته است؟ با مطالعه مجله رسانه میتوان دریافت که بهندرت یا اصلاً مقالهای که به نقش و جایگاه رسانههای محلی بپردازد، تحریر نشده است.
به تعبیر من هر موضوعی که مطرح شده، مسائل و دغدغه مرکزنشینان عزیز ما است و از آن زاویه مورد توجه قرار گرفته است.
من گلایه آقای باغشمال از جان و دل میپذیرم، منتها بر این باورم که رسانههای محلی مورد اعتمادترین گزینه ارتباطی مردم با یک پروسه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی هستند و نمیتوانیم نقش آنها را نادیده بگیریم.
وقتی شما مبنا را در صدور مجوز افزایش کمی قرار میدهید، به چه منظور و هدفی است؟ تا کجا قصد داریم تخصص، فن و حرفه همکاران عزیزمان را فدای نگرش سیاسی هیئت نظارت کنیم؟ چگونه میتوان پذیرفت یک نماینده مجلس برای چند نفر مجوز رسانه بگیرد؟ به کجا میرویم؟
باید گفت صدور مجوز در وزارت ارشاد و هیئت نظارت، دقیقاً ماجرای ایمنی گلهای ستاد کرونا است. شما یا معاونت مطبوعاتی کدام پژوهش را در حوزه رسانههای محلی انجام دادهاید تا مورد استناد اساتید دانشگاهها و دیگر حوزههای مطالعاتی قرار گیرد؟
این گلایههای رسانههای محلی روی هم جمع میشود و در بزنگاه تاریخی که امروز یکی از آنها است به جدایی تعبیر و تفسیر میشود که واقعاً حق با آنها است. تا آنجا که با رسانهها سر و کار دارم گلایه دیگر رسانهها هم،از این قبیل موارد است که آقای باغشمال بیان کردند.
بنابراین صحبتم این است که اگر امروز رسانه من بداند که افرادیکه کارخانه بلبرینگسازی تبریز را دچار تغییر و تحول نمیکنند.
به این باور باشند که آن سطح ضعیف اشتغال را با این بازیهای خصوصیسازی و امثالهم بیشتر کاهش دهند و زندگی مردم را فلج کنند و این باور در دولتی شکل گیرد و برای دولت بعد هم جهت نادیده گرفتن،چراغ سبز باشد، واقعاً انگیزهها کاهش مییابد.
ولی همانطور که عرض کردم نقاط قوت ما بحث عرق ملی و وطن است که از جان و دل مایه میگذاریم. ولی متأسفانه این مهم هم تضعیف شده است. وقتی از رسانه محلی در مورد عدم پرداختن به مشارکت مردم درانتخابات گلایه میشود، حق است که بگویند مجبورند به تسلیم شدن، چون راهی ندارند.
ولی با همه این اوصاف، مصلحت و منفعت ملی ما در این شرایط ایجاب میکند که فعلاً جلوی این قهر را بگیریم.
شاخص توسعه در جریان مطبوعات چیست؟
رئیسجمهوری که به آذربایجان غربی سفر کرده، به خبرنگار روزنامه شرق ارتباطی ندارد که در آنجا از رئیسجمهور سؤال کند. کدام تیم رسانهای این بازیها را برنامهریزی میکند؟ 10 رسانه محلی در کناری ایستادهاند و فقط کیهان یا شرق سؤال میکنند، اینها چه کارهاند؟
اگر قرار باشد رسانههای محلی تا این حد مورد بیتوجهی قرار گیرند، در آینده باید باور کنیم که همه چیز به سمت و سوی مرکز هدایت میشود و رسانههای محلی و استانها رعیتهای حرف گوشکن آنها هستند و دیگر محلی از اعراب نخواهند داشت.
اما اطمینان دارم نگاه اینگونه نیست. رسانهنگاران ما هم افرادی نیستند که حرفی برای گفتن نداشته باشند. کاش 6 ماه یا 1 سال قبل این نشست برگزار میشد و حداقل میتوانستیم درد و دلها و عقدهها را خالی کنیم.
طوری رفتار شد که فرصت سؤالیابی و سؤالپرسی سه روزنامه محلی، به دلیل نبود زمان کافی برای ارسال به جلسه آقای رئیسجمهور و وزیر،از آنها سلب شد.
یعنی نوعی بالانگری و نگرش از بالا به پایین، رسانههای ما را زجر میدهد و عزیزان ما را که در تاریخ و فرهنگ این منطقه نقش بهسزایی داشتهاند و چنانکه میدانیم روزی که روزنامههای وزین در تبریز منتشر میشد، در دیگر مناطق رسانهای در این سطح وجود نداشت و این سابقه بر کسی پوشیده نیست و کسی نمیتواند منکر آن باشد، را سرخورده میکند.
باید پرسید که چقدر به اینها بها داده شده است؟
با این همه گلایه ها صحبتم این است که امروز باید با توجه به فضای موجود اگر توانستیم به گونهای آشتی کنیم. در این فرصت کم وجود این آشتی کوتاهمدت بسیار ضروری است و بعداً اگر شرایط ایجاب کرد که این مشکل حل شود که شما را به خیر و ما را به سلامت.
امروز به دنبال این هدفیم. باید گفت که امروزشاهد اتصال دلبستگیها و حضور دولت بر رسانههای محلی و استانها و مناطق را در راستای توسعهگرایی به واقعیتهای مناطق، نیستیم. برای مثال وقتی از همکاران میپرسم از شهرستان شما چه خبر؟ میگویند: خبری نیست.
با همه این گلایهها و تفاسیر، نظام و کشور و وطنمان را دوست داریم و خود را بخشی از آن میدانیم و با توجه به اینکه در تاریخ هویت ما هم کوتاهیهای جدی شده ولی درست همچون اعضای یک خانواده خود را از آن مجموعه میبینیم که باید با هم کنار بیاییم تا ببینیم چه میشود؟
این وضعیت امروز است. با تأکید به مواردی که دوستان عزیز اشاره کردند همچنان بر این باورم که در این فرصت کم معاونت مطبوعاتی بتواند یک فضای آشتی را بین مجموعه رسانههای استانها و مناطق و بدنه سیستم متولی ایجاد کند.
اینطور نباشد که هر روز شاهد افزایش روزافزون مجوزها باشیم، بهطوری که در آن واحد نشستیم و میبینیم کلی مجوز آمده است و قبل از صدور مجوز در معاونت مطبوعاتی، استانها و مناطق هیچ اطلاعی از اینکه چه کسی و با چه شرایط تخصصی و چند سال سابقه در این عرصه، قصد دریافت مجوز را ندارد، نداریم.
مجوز را دریافت میکنیم و فرد مسئول، شروع به کار میکند. این نمونه بسیار مرموز است. برای مثال اگر فردی در حوزه جوشکاری هم پروانه فعالیت بگیرد، میگویند اول برو در سازمان فنی حرفهای دوره ببین و گواهی مهارت بیاور و بعد در خدمتتان هستیم ولی اینجا این خبرها نیست.
نه گواهی مهارت، نه تخصص،نه نمونه کار، نه سابقه کار، چشممان را باز میکنیم و میبینیم 50 مجوز در یک ساعت صادر شده است. حال با کدام استاندارد و شاخصی معلوم نیست. اصلاً شاخص توسعه در جریان مطبوعات چیست؟ بر اساس کمیت است یا نیروهای شاغل و تحصیلکرده است؟ چه معیار استخدامی وجود دارد؟
وقتی همه این معیارها را در هم ریخته میبینیم ـ که امیدواریم در پس آن سوءنیتی نباشد .
این گلایهها کمکم شروع میشود. اما با توجه به این که در گوشه گوشه ایران، ما مردمی مهربان و خوب و صمیمی نسبت به هم هستیم، امیدواریم این فرصت کم را به فضای صلح و آشتی جهت نیل به اهداف و منافع ملی و منطقهای، تبدیل کنیم وگرنه مطمئنم بزرگوار بعدی هم بیاید ما همین مشکل را خواهیم داشت و باز نوبت به پرسشگری استان ما نخواهد رسید.
سؤال اینجاست که چرا کیهان و رسالت پرسشهایشان را در تهران نمیپرسند و اینجا سؤال میکنند؟ این وضعیت سیاستگذاری بیشتر متوجه تشکیلات خود سیستم است ولی وزارت ارشاد هم در این موارد نمیتواند دست روی دست بگذارد. امیدوارم فرصتهای بهتر و بیشتری جهت حفظ منافع ملیمان در پیش رو داشته باشیم.
دکتر علیآبادی در پاسخ به سوالهای مطرح شده ،گفت:
طی یک سال گذشته با همکاران دیگر استانها هم صحبت داشتیم که با بررسی مشکلاتشان مجموعهای را تدوین کردم و به معاونت فرستادم. امیدوارم ترتیب اثر داده شود. در مورد نقش رسانههای محلی یکی دو مور کار پژوهشی در دست داریم که امیدواریم تا چند ماه آینده به پایان برسد و در سایت بارگذاری شود تا همه عزیزان استفاده کنند.
در ارتباط با فصلنامه باید بگویم چون از سال 84 این فصلنامه ترویجی-علمی شده است، و الان گرید علمی دارد بیشتر پایاننامههای دوستان در دانشگاهها را به خود اختصاص میدهد و چون بخشی از متون چاپی زیر نظر وزارت علوم است نحوة ارائه مطالب نسبت به گذشته کاملا تغییر کرده است.
و متأسفانه دوستان دانشجو در دانشگاهها هم کمتر به مسائل محلی در پایاننامهها میپردازند و علیرغم اطلاعرسانی به دانشگاهها، هنوز محتوایی در این زمینه دریافت نکردیم. پس با توجه به اینکه بخش علمی فصلنامه زیر نظر وزارت علوم است اختیار عمل و انتخاب موضاعات چاپی به جز پایاننامه دکترا و ارشد را نخواهیم داشت.
از این رو شما بزرگواران در فصلنامه رسانه کمتر با موضوعات و مطالب نشریات محلی مواجه میشوید. خیلی سعی کردیم تا در این حوزهها کاری انجام شود ولی به دلیل فقدان کارشناس و محقق برای ارائه و نشرکار، مقدور نشد.
از انجا که رسانهها، اعم از سراسری، ملی، منطقهای، استانی و محلی برای ما هیچ فرقی نمیکند، تلاش داریم تا هرکاری از قبیل آموزش، کارگاه و دیگر خدمات که در ید اختیارمان است به همه ارائه دهیم. و تا حد ممکن سعی میکنیم به تقاضای استانها، در حد وظایفمان جامه عمل بپوشانیم.
پس عدم وجود بعضی از موضوعات و مطالب چاپی در رسانه به علت گرید علمی مجله و به تبع تحت نظر وزارت علوم بودن، به چاپ پایاننامهها اختصاص مییابد.
یوسف پیر بداقی؛ رئیس خانه مطبوعات ومدیر مسئول هفته نامه فردای ما افزود:
با توجه به این شرایط رسانه، لطف کنید در کنار فصلنامه فعلی چاپ فصلنامه ترویجی مختص رسانه که به حوزه رسانه و ارتباطات و مجموعه رسانههای کشور بپردازد را، در دستور کار قرار دهید.
اگر کاندیدا برنامههای جدیدی داشته باشد طبیعتاً با مطبوعات محلی صحبت نمیکند.
معصومه شکوهی؛ مدیر مسئول هفته نامه صدای زنان و سردبیر روزنامه پیام آذربایجان در ادامه نشست گفت:همانطور که شما و همکاران در جریان هستید، باید میان مطبوعاتی که تولیدمحتوا میکنند و مطبوعاتی که کپی پیست میکنند.
تفاوت قائل شد تا بررسی سالانه شود و در این راستا از خود استانها نیز کمک گرفته شود. چرا که با رتبهبندی فعلی به درستی مشخص نیست که بر اساس قدمت و سال تأسیس و شروع به کار امتیازبندی میکنند؟
و یا آیا نشریهای که تولیدمحتوا میکند با نشریهای که تولیدمحتوا نمیکند و کپی کار است برابری دارد؟ چه بسا بعضی اوقات شاهدیم که نشریهای که تولید محتوا ندارد از رتبه بالاتری برخوردار میشود.
مورد دیگر که اقای باغشمال هم به ان اشاره کردند موضوع در عدم محبوبیت نشریات محلی هم در حاکمیت و دولت و هم در مردم است و دلیلش ان است که این نشریات نمیتوانند همه مطالبات مردم را بیان کنند.
برای مثال همانطور که مطلعید روزنامه که هر روز چاپ میشود به دلیل یک سری از مشکلات نمیتواند این گونه تولید محتوا را داشته باشد ولی بنده سعی کردم در دوهفتهنامه صدای زنان محتوای بیشتری را نسبت به موضوع مطالبات مردم درج کنم و صدای مردم باشم و مشکلات خانمها بیان کنم.
ولی متاسفانه در جامعه ما هرچیزی به اهداف سیاسی تعبیر میشود و این نگاه سد راه بیان و چاپ همه مطالبات مردم میشود و دچار حساسیت موضوعی بیشتری میشود و در نتیجه عدم بیان این مطالبات در زمان مقتضی دلسردی مردمی را به بار میآورد و مخاطب احساس میکند که این نشریه هم نمیتواند زبان واقعی دلشان باشد.
بعضی اوقات هم که بیان میکنیم عکسالعملی از طرف مسئولین نمیبینیم. در این میان بیان یا عدم بیان صحبتها و مطالبات با هم برابر است. با توجه به اشاره دوستان باید گفت که شکل ارتباط با مسئولین حتی در حد وزیر بسیار دستنیافتنی است.
اولین باری که در نمایشگاه مطبوعات حضور یافتم، با توجه به اینکه مسئولیت تنها نشریه تخصصی منتشره غرب در حوزه زنان را بر عهده داشتم بسیار علاقمند بودم .
هم با دیگر نشریات حوزه زنان در مناطق دیگر چون تهران آشنا شوم و هم نشریه به چشم همه مسئولان بیاید که متأسفانه معمولاً توجهات بیشتر به نشریات و خبرگزاریهای قدرتمند و پرنفوذ تعلق میگرفت و هرکس برای بازدید میآمد به سمت انها جلب میشد.
بسیار متعجب شدم که خبرگزاری ایرنا که همیشه میتوانست به وزیر دست یابد چه لزومی داشت در زمان نمایشگاه هم مورد توجه و مراجعه وزیر قرار گیرد؟
طبیعتاً وقتی وزیر در نمایشگاه حضور مییابد، باید نشریات محلی که از نظرها دور هستند را ببیند. در ان زمان جلسهای با وزیر ارشاد برگزار شد که علیرغم اینکه در آن جلسه حضور داشتم، بر اساس یک سری اولویتها افرادی انتخاب شدند و همه دوستان فعال در نشریات استانی از مصاحبت و و مشارکت محروم شدند.
بسیار ناراحتکننده است که نشریات محلی با تحمل سختیها و مشکلات مالی نتوانستند با وزیر صحبت کنند. حتی خود آقای روحانی هم حضور نیافتند.
در حال حاضر هم که هر کاندیدا یک نماینده را با یک سری وعده میفرستد که غالب مردم هم به آن وعدهها بیاعتمادند و موضوع وعدهها معیشتی است که با توجه به اینکه کشور ثروتمندی داریم نباید کاندیدای ریاستجمهوری با وعدههای معیشتی به میدان بیاید و جذب محبوبیت کند.
ما حتی در جلسات و نشستهای خبری که در تبریز برگزار میشود اهدای کارت هدیه را مردود میدانیم و در مذاکراتی که با انجمنها، این کار را نهی کردیم. ولی شاهدیم که غالب وعدههای کاندیداها هم حول این مقولات میچرخد.
این گونه نگاه یعنی تشکیل کمیته امداد که به جای ایجاد شغل، بها دادن به ایدهها، پول نقد پیشنهاد میشود. با این پیشنهادات نامتناسب نمیتوان برای ریاستجمهوری تبلیغ کرد. اگر کاندیدا برنامههای جدیدی داشته باشد طبیعتاً با مطبوعات محلی صحبت نمیکند.
در این میان برنامهها باید به گونهای باشد که بتوان مردم را نسبت به آن جذب کنیم و یا نماینده منتخب کاندیداها هم باید محبوب مردم باشد و ارتباط مطلوب با رسانهها داشته باشد تا در راستای جلب مشارکت مردم کاری انجام شود.
جلب مشارکت مردم وظیفهای است که ما باید بتوانیم انجام دهیم. حال باید آن نشریه در بین مردم محبوبیت و اهمیت خاصی داشته باشد که کلامش در بین آنان نفوذ داشته باشد.
بحث دیگر بحث توزیع و تیراژ این منطقه است که باید پرسید این نشریات به دست چه کسانی میرسد؟ آیا به دست مخاطبان علاقمند روستایی جوان میرسد؟ بحث توزیع مشکل اساسی است که در کتاب هم حس میشود و در بحث روزنامه هم که مشخص است.
این عارضه تا اینجا شدید است که گیشه توزیع نشریه در تبریز به کار دیگری مشغول است و ما اعتراض باز نمیکنیم چون نمیخواهیم مانع از درآمدزایی متصدیان گیشه در وضعیت اقتصادی موجود باشیم. ما همه مشکلات را در نظر میگیریم و در اخر شاهدیم که نشریاتی که بابتش زحمت فراوان کشیدهایم به دست مخاطب اصلی خود هم نمیتواند برسد.
مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در تایید حرفهای شکوهی افزود:
به نکات خوبی اشاره کردید به نظرم در قالب آگاهیبخشی و مطالبهگری، تمام نکاتی که شما اشاره کردید و به نوعی میتواند معضل باشد را در نشریات محلی ارائه و مطالبه کنید.و بدین منظور این دست نشریات در منطقه خود موجی ایجاد کنند تا تمام مطالبات مذکور، برجستهتر مطرح شود.
ضمن تشکر بابت عنوان کردن این مطالب مفید، امیدوارم در قالب این نشریات بتوانید مواردی را که مطرح کردید مطالبه کنید و در این میان باید خاطرنشان کرد که محتواهایی همچون اشتغال و معیشت از جمله موضوعاتی است که میتواند مخاطبهای زیادی را جلب کند.
رسانه باید در دست اهل یعنی به معنای حرفهای بودن باشد نه دیدگاه سیاسی
فرهاد باغشمال، مدیر مسئول هفته نامه آذر پیام و سردبیر روزنامه سرخاب :
با توجه به تکثر رسانه که طرح موضوع شد باید بگویم نه با تکثر روزنامه مخالفیم و نه با توسعه سیاسی. چرا که ذات روزنامه به گونهای است که نمیتواند خارج از این دایره باشدو و با هر دو موافقیم و خاص دولت آتی و فعلی و اسبق نیست.
منتها عرض من در بحث اول این بود که رسانه باید در دست اهل یعنی به معنای حرفهای بودن باشد نه دیدگاه سیاسی. اگر اینگونه باشد تولیدمحتوا صورت میگیرد و ضریب نفوذ و مرجعیت بالا میرود و موجسازی که شما انتظار دارید صورت میگیرد.
و تا ان زمانی که اینگونه نباشد افرادی که حرفی برای گفتن ندارند متولی آن رسانه خواهند شد و با مدیرانی مواجه میشویم که سالیانه یک یادداشت و گفتوگو هم ندارند. در بحث مانیفست قرار است کل مانیفست یک نشریه را، مدیر مسئول هندل کند.
وقتی چنین افرادی وارد سیستم شدهاند، انتظار دادن ضریب نفوذ و موجسازی را نباید از سیستم داشت. همانطور که شما به عنوان استاد ما مطلعید و به بدنه سیاستگذاری مطبوعات نزدیکترید، با استمرار وضع موجود، رسانههای غیررسمی به جهت ساده و سهل و صمیمی بودن روز به روز صاحب ضریب نفوذ بالاتری میشوند.
رسانههای غیررسمی یا پوپولیستی ، عوامانه رفتار میکنند و یا اپوزیسیون هستند و اتفاقاً هر دو اینها برای مخاطب بسیار جذاباند و وقتی نشریات رسمی اعم از مجازی، مکتوب به دست افراد غیرحرفهای و فاقد سواد رسانهای بیفتد گوی سبقت از انها ربوده خواهد شد.
معتقدم روزگاری که بر ما میگذرد روزگار من بگویم و شما بشنوید نیست و این روزگار تمام شده است. گروههای مجازی در حال رشدند و کانالهای تکصدایی روز به روز در حال اضمحلال و نابودی. این که رسانههای محلی در حد قواعد بروکراسی در نظر گرفته شوند کار از پیش نخواهد رفت.
اول عراضیم عنوان کردم که نگاهم سیاسی نیست و صرفا سندیکایی و صنفی به موضوع مینگرم و دلسوز رسانههای کشورم. ولی تا زمانی که اهلیت فنی و حرفهای برای قضیه رسانهها قائل نباشیم، رسانهها نجات نمییابند و روز به روز مخاطب بیشتری از دست خواهیم داشت و گوی سبقت از ما ربوده خواهد شد.
دکتر گیتا علیآبادی:
با توجه به تجارب سالیان مدید نسبت به این موضوع، این موارد را بسیار دقیق واکاوی کردید و بسیار دلسوز این حوزه هستید و علاقه شخصی شما تداوم و ادامه این کار و حرفه بوده است که با تحمل تمام مشکلات همچنان در جایگاه رسانهای خود قرار دارید و سعی دارید وضعیت را بهبود بخشید.
یوسف پیر بداقی؛ رئیس خانه مطبوعات ومدیر مسئول هفته نامه فردای ما :امیدوارم با کمک شما ،بتوانیم رابطه مناسبی بین این نشست و حوزه وزارت داشته باشیم و از رسانهها دفاع کنیم. چرا که در مدیریت رسانههای استانی فقط عشق، عامل و تحمل سختیها و مشکلات و ادامه فعالیت است.
اگر این مهم با راهکارهای مناسب و سنجیده متولیان حوزه رسانه و ارشاد، از ایشان گرفته نشود و حس زیستن و بودنشان به انجماد نگراید، مطمئناً رسانههای محلی همچنان حرف اول رسانههای تأثیرگذار در حوزه منطقهای و بومی خود را خواهند زد و افتخاری برای مجموعه وزارت ارشاد و فعالیت حوزه رسانه خواهند بود.
باید نگاه به مبحث فن و حرفه و مهارت و تخصص در حوزه رسانه ـ علیرغم اینکه این دوساله فلهای شده ـ بهصورت جدی مورد توجه قرار گیرد و توقع ما از شما این است که با انعکاس نقطهنظرات عزیزان به متولیان گرامی حوزه رسانه، ما را یاری فرمایید.
معصومه شکوهی؛ مدیر مسئول هفته نامه صدای زنان و سردبیر روزنامه پیام آذربایجان امیدوارم این مباحث به گوش مسئولین برسد.
فرهاد باغشمال، مدیر مسئول هفته نامه آذر پیام و سردبیر روزنامه سرخاب امیدوارم این بحثها موسمی و فصلی نباشد. چرا که به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم معاونت مطبوعاتی با تغییر دولت دچار تغییر بدنه میشود.
امیدوارم در بحث پژوهش و نشستهای تخصصی و آموزش و بحثهای حرفهای دیدگاههای سیاسی وارد قضایای پژوهشی و آموزشی نشودو تا برای مطبوعات اندیشهای شود.
برای دیدن مطالب بیشتر راجب شهر ارومیه، کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.